۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۰۶

روایت ارادت چهره‌ها به امام هشتم

روایت ارادت چهره‌ها به امام هشتم

وقتی حرف از امام رضا علیه‌السلام باشد، قصه برای هرکس شخصی‌تر از این حرف‌هاست. چهره‌های مختلف از ادبیات، هنر و موسیقی تا ورزش، هرکدام گوشه‌ای از این ارادت را روایت کرده‌اند.

خبرگزاری مهر- مجله مهر؛ رویا سادات هاشمی: همه آدم‌ها یک‌جور زائر نمی‌شوند. یکی چمدانش را می‌بندد و راهی مشهد می‌شود، یکی کیلومترها پیاده می‌رود و خودش را به صحن‌های حرم می‌رساند و یکی شاید هیچ‌وقت فرصت دیدن گنبد طلایی را از نزدیک پیدا نکند؛ اما دلش سال‌هاست که سمت مشهد است. ارادت به امام رضا(ع) فقط در قاب عکس‌های حرم و صف‌های طولانی زیارت خلاصه نمی‌شود. گاهی خودش را لابه‌لای نت‌های یک موسیقی نشان می‌دهد، گاهی روی بوم نقاشی می‌نشیند و گاهی یک چهره شناخته‌شده، میان شلوغی زندگی و شهرت، از دلبستگی‌اش به امام هشتم می‌گوید.

برای بعضی آدم‌ها، حضور حرم امام رضا(ع) در ایران بخشی از خاطره و زندگی‌شان شده است. همان کسی که وقت گرفتاری صدایش می‌زنند، برایشان درد دل می‌کنند و گاهی بی‌آنکه چیزی بخواهند، فقط می‌گویند: «آقا، خودت می‌دانی...» شاید برای همین است که میان چهره‌های شناخته‌شده هم آدم‌های زیادی هستند که هرکدام به زبان خودشان، از امام رضا(ع) گفته‌اند؛ یکی با موسیقی، یکی با نقاشی، یکی با شعر و یکی با خاطره‌ای از یک زیارت. قصه این آدم‌ها، قصه آدم‌هایی است که با وجود همه تفاوت‌هایشان، یک نقطه مشترک دارند: دلشان که می‌گیرد، راهشان به سمت همان گنبد طلایی می‌افتد.

روایت ارادت چهره‌ها به امام هشتم


دلتنگی اشکبار استاد دانشگاه هاروارد برای امام هشتم

احمد مهدوی دامغانی یکی از چهره‌های ماندگار این سرزمین بود او سال ۱۳۶۶ جلای وطن کرد و راهی امریکا و ساکن فیلادلفیا شد. او پژوهشگر و ادیب برجسته ایران زمین به شمار می‌رود که سابقه تدریس در دانشگاه‌هایی مثل هاروارد و پنسیلوانیا را داشته. اما مردم ما بیشتر از اینکه این پژوهشگر کهنه‌کار را به خاطر سوابقش بشناسند از سال ۹۸ او را با ویدیویی از اشک و ابراز ارادت عجیب و غریبش به ساحت امام رضا می‌شناسند کسی که طی یک مصاحبه اینترنتی در یکی از برنامه‌ها از راه دور با تمام وجود سلام و صلواتش را نثار امام هشتم می‌کند. استادی که سرانجام در سن ۹۷ سالگی درگذشت اما در مصاحبه‌های مختلفش از ارادت چشمگیرش به بارگاه سلطان خراسان حرف می‌زد: «من حداقل ۸۰ سال است که صبح‌ها زیارت عاشورا را تلاوت می‌کنم. زیارت جامعه کبیره را در روزهای جمعه ترک نمی‌کنم. من در ۹۴ سال عمر خود هر برکت و هر موفقیتی که داشتم و هر عنایتی که به من شده است و هر توجه و هر خلاصی از بلایی که داشتم، به برکت قرآن و سیدالشهدا و ولی نعمت‌مان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بوده است و همیشه آنها دستگیر من هستند. من جز از خدا و ائمه (ع) دستم به سوی هیچ کسی دراز نشده است. خداوند زبان من را از کمک خواستن از دیگران حفظ کرده است. من دلم خیلی، خیلی، خیلی برای امام رضا(ع) تنگ شده. از محضر علی بن موسی الرضا علیه‌السلام التماس‌ می‌کنم تا به من توفیق تشرف بدهد، تا بار دیگر صحن را ببوسم»

وقتی امام رضا(ع) سه شب مهمان چشمان فرشچیان شد

محمود فرشچیان جزو آن کسانی است که حتما می‌شود نامش را در فهرست ارادتمندان امام هشتم نوشت کسی که ‌خیلی‌ها او را نظر کرده امام رضا(ع) هم می‌دانند. او افتخار طراحی ضریح امام رضا را داشته و تابلوی معروف ضامن آهو را کشیده. فرشچیان می‌گوید دست کم دوبار با شفاعت امام رضا برایش معجزه رخ داده، یکبار قلبش پیش از کشیدن تابلوی ضامن آهو و بار دیگر دستش قبل از طراحی و ساخت ضریح حضرت. این هنرمند ایرانی در گوشه‌ای از خاطراتش می‌گوید: «سال ۵۸ برای عمل قلب به آمریکا رفته بودم. دکترها اصرار داشتند که حتماً عمل قلب انجام دهم و چندین نوبت آزمایش گرفتند و من در این فواصل متوسل بودم به امام هشتم که «آقا کمکم بفرمایین».آخرین آزمایش قبل از عمل که باید انجام می‌شد، دکترها شگفت‌زده من را خواستند و گفتند که شما طی این مدت نزد کدام دکتر دیگر رفته‌ای و خود را مداوا کردی؟! به دکترها گفتم من نزد دکتر اصلی رفته‌ام. پس از این اتفاق در همانجا که برای طولانی مدت در هتل بودم، تصمیم گرفتم تابلوی «ضامن آهو» را بکشم. تابلو ۶ ماه طول کشید. وقتی به قسمت‌های چهره مبارک حضرت امام رضا علیه السلام که رسید، به دلم افتاد که تمثال حضرت را بکشم. لذا متوسل شدم و همان شب در خواب صورت مبارک حضرت را دیدم و ایشان با مهربانی فرمودند من را ببین و بکش! فرشچیان گفت وقتی بیدار شدم، چیزی از چهره مبارک حضرت در ذهنم نمانده بود. مجدد متوسل شدم و باز هم در شب دوم حضرت تشریف آرودند و این اتفاق تا سه شب تکرار شد و این افتخار را داشتم که چهره حضرت را در نور بکشم.»

روایت ارادت چهره‌ها به امام هشتم

قهرمان دنیا و غلامِ رضا(ع)

اگر تاریخ ورزش را بخوانید کنار همه اسامی گوناگون حتما اسم غلامرضا تختی بیشتر از دیگران برای ارادتمندی به امام رضا علیه‌السلام به چشمتان خواهد آمد. کسی که در همان دوره تمامی مدال‌های خودش را تقدیم آستان و موزه امام هشتم کرد تا جایی که علاوه بر اطرافیان، علی دلالباشان از کارکنان سالن ورزشی او جایی از خاطراتش درباره این جهان پهلوان این طور تعریف می‌کند: «پدر تختی به علت عشق و علاقه ای که به امام رضا داشت اسم او را نامید که تختی خود در این زمینه می گوید: «غلامرضا» نه تنها به علت اینکه اسمم غلامرضاست، غلام حضرت رضا هستم بلکه غلام همه ائمه اطهارم و از خدا می خواهم که تا پایان عمر توفیق انجام فرایض مذهبی را داشته و یک مسلمان واقعی باشم. تختی پیش از هر مسابقه به زیارت امام رضا علیه‌السلام می رفت و در بازگشت از مسابقات نیز مجدداً به پابوسی آن امام عزیز می رفت. تختی آخرین باری که امام رضا را زیارت کرد خطاب به امام علیه‌السلام عرض کرده یا امام رضا، من غلامرضا، غلام تو هستم، هر چه دارم از تو دارم، به من روحیه و توان بده تا بتوانم همچنان در خدمت مردم باشم. عشق به اهل بیت در غلامرضا آنقدر بود که پس از شکست در مسابقات ۱۹۵۴ توکیو به اتفاق سایر کشتی گیران شکست خورده از توکیو رهسپار کربلا شد تا غم شکستش را فراموش کند و در میادین بعدی پاک تر و سالم تر حاضر شود.»

روایت ارادت چهره‌ها به امام هشتم

وقتی امام رضا ساز زندگی‌ام را کوک کرد

اسم آریا عظیمی‌نژاد به عنوان یک آهنگساز سرشناس ایرانی برای ما با وجود همه قطعه‌های جور و واجورش انگار فقط با یک کار گره خورده تاجایی که بیشتر ما موسیقی «آمدم ای شاه...» را به عنوان شناسنامه کاری او می‌شناسیم قطعه که با صدای جادویی مرحوم کریم‌خانی به یک میراث ناملموس تمام عیار تبدیل شد. کاری که خود آریا عظیمی‌نژاد می‌گوید وقتی دوباره آن را می‌شنوم اصلا احساس نمی‌کنم که خودم آن را ساخته‌ام. این آهنگساز می‌گوید بعد ساختن این اثر مزدی از امام رضا علیه‌السلام گرفته که بهایش خیلی بیشتر از کاری بوده که انجام داده او در یک مصاحبه تلویزیونی در این باره با این مضمون می‌گوید: «من یک قطعه برای امام رضا(ع) ساختم و بعد از آن اتفاقی برای خودم افتاد که هنوز هم وقتی به آن فکر می‌کنم، نمی‌توانم ساده از کنارش بگذرم. مدتی بعد، رگ‌های قلبم گرفت و کارم به بیمارستان کشید. برای من، مزد آن کاری که برای امام رضا(ع) انجام داده بودم، زندگی دوباره‌ای بود که به من بخشیده شد. همیشه فکر می‌کنم آن بزرگواران بدهکار کسی نمی‌مانند. اگر کسی قدمی برایشان بردارد، اگر کاری از دستش بربیاید و برایشان انجام بدهد، بی‌پاسخ نمی‌ماند. شاید جوابش همان چیزی نباشد که انتظارش را داریم، اما یک جایی خودش را نشان می‌دهد. من مزد آن کار را با زندگی دوباره‌ام گرفتم و این چیزی نیست که بتوانم فراموشش کنم.»

روایت ارادت چهره‌ها به امام هشتم


کد مطلب 6915275

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha